| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
وفا داری حیوانات
خانم ها و آقایان بهترین دوست انسان ممکن است روزی به او پشت کند و حتی دشمن او شود .پسر یا دختری که انسان با عشق و علاقه بزرگ کرده است ممکن است سر انجام از خود ناسپاسی نشان دهد . و انهائیکه به ما نزدیک اند و مورد اطمینان ما بوده اند ممکن است روزی به اعتماد و علاقه ما بی وفائی نشان داده و به ما خیانت کنند. پول یا ثروتی که شاید اندوخته باشیم و به ان دل بسته ایم ممکن است آنرا خیلی آسان بر اثر غفلت یا یک اشتباه از دست بدهیم.و آنهائیکه بهنگام موفقیتمان از ما تعریف و تمجید می کردند اولین کسانی خواهند بود که بهنگام تنگدستی و ناکامی ما را ترک کرده و مورد سرزنش قرار دهند . اما هستند آنهائی هم که همیشه در کنارمان باقی می مانند چه بهنگام موفقیت و چه بهنگام نا کامی ها.آنهائیکه به ما انس گرفته اند و ازدنیای مادی ما بی خبرند.آنهائیکه در سرد وگرم روزگار میتوان روی انها حساب کرد و تنهائی ما را پر می کنند. آری... حیواناتی را میگویم که بعضی از ما از آنها نگهداری می کنیم . موجودات با وفائی که پیوسته از خود محبت و وفاداری نشان می دهند و بهنگام خطر در کنار صاحبشان باقی می مانند و از او دفاع می کنند.. حیواناتی مانند گربه خانم شرلی یا سگ آقای براون ، سگ با وفائی که فردی جاهل و سنگدل آنرا از پای در آورد . خانم ها و آقایان این حیوانات ، این بهترین دوستان ما موجوداتی هستند که در نشان دادن تمایلات قلبی شان همچون گردش خورشید در آسمان پایدارند. من برای متهم ،کسی که حیوان بی گناه و وفاداری را از پای در آورده تقاضای مجازات زندان را دارم ... (اقتباس شده از سخنرانی سناتور جرج گراهام وست در سال 1870 در دفاع از دادخواست یک شاکی که فردی سگ اورا با گلوله از پای در آورده بود.بعد از این سخنرانی با ارزش طبق رای دادگاه جریمه 150 دلاری متهم به ۵۰۰ دلار افزایش یافت.)
|+| نوشته شده توسط لئون در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 0:11 |
شاعر سبز ما
شاعر سبزما این درسته که همه شاعرها عاشق طبیعتند.اما بنظر من یه شاعری هست که از همه اونا سبزتره و در جستجوی سعادت همواره به دامان طبیعت و آرامش دل انگیز آن روی آورده است .منظورم سهراب سپهریه...با نظر من موافقید ؟ اگر هنوز تردید دارید نگاهی به این شعر زیبای او بیاندازید... ( کلمات در پرانتز مربوط به شعر ندای اغاز اوست که اینجا برای من دوباره تداعی شدند ) در گلستانه دشت هائی چه فراخ! کوه هایی چه بلند! در گلستانه چه بوی علفی می آمد ! من در این ابادی ، پی چیزی می گشتم پی خوابی شاید، پی نوری ،ریگی ، لبخندی. . . . . . . . . . . . . . پای نی زاری ماندم ، باد می آمد،گوش دادم چه کسی با من ، حرف می زد؟ ( چه کسی بود صدا زد :سهراب ؟ –شعر ندای اغاز ) . . . . . . . . . . . . . لب ابی گیوه ها را کندم ، ونشستم، پاها در آب : من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشیار است ! نکند اندوهی سر رسد از پس کوه در دل من چیزی است ، مثل یک بیشه نور ، مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه . دور ها آوائی است ، که مرا می خواند...(یک نفرباز صدا زد: سهراب ! – شعر ندای آغاز)
|+| نوشته شده توسط لئون در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 22:19 |
|
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مهر 1388تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 پيوندها
گربه ایرانی-همه مخلوقات خدادلتنگی های مادر زمین گرگ تنها دوستداران حیوانات و محیط زیست شباهنگام شورای اسلامی شهر تهران گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران شهرداری تهران سید محمد مجابی پایگاه خبری فضای سبز و محیط زیست ایران محیط زیست جهانی دی لایف سازمان جهانی محیط زیست خبرگذاری نواندیش باران سبز ورلدنیوز huliq topix بی بی سی زبان قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |